ذکر مصائب حمله به خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهم السلام
ستمگران همه از خشم، شعلهور بودند به خـون چـلچـله از تیغ تـشنهتر بودند هـمان گـروه که با دعـوی مسـلـمـانی اسیر پنجۀ تـزویر و زور و زر بودند همان گروه که از فیض صحبت معصوم به زعم خود، همه اصحاب معتبر بودند اگـر نــبــود طــلــوع سـتــارۀ اســلام هنوز در طـلـب کـفـر، رهسـپـر بودند اگـر نـبــود فــروغ هــدایـت نــبــوی، هـنوز دشمن خـونریـز یکـدگر بودند بهار وحی که چشم از جهان فرو میبست معاشران گل، از غصه خونجگر بودند هـنوز روی زمین بود چـلچـراغ امـید که این گـروه در انـدیـشـۀ دگـر بودند در سـقـیـفه گـشودند و چشم دل بستـند تـمـام مـدعـیـانـی که فـتـنـهگـر بـودنـد چه زود خاطرههای غدیر رفت از یاد چه زود در پی ایجاد شور و شر بودند برای بـسـتـن دسـت بـرادر خـورشید، ســپــیــدهدم دَم دروازۀ سـحــر بـودنـد خـدا گـواست که در کـوچۀ بـنیهـاشم ز قدر و حرمت آن خانه، باخبر بودند ولی دریغ که آن دسـتهای نـامـحرم، برای چـیـدن گـل، هـمـدم تـبـر بـودنـد بَدا به حال کسانی که روز غارت باغ سکـوت کـرده و تنهـا نظارهگـر بودند کسی نگفت که نوغنچههای یاس کبود درخـتِ طـیـبـۀ وحـی را ثـمـر بـودنـد کسی نگـفـت که این آیـههای نورانی، برای شوکـت اسـلام، بال و پَـر بودند شکـسـت شـاخۀ طـوبی در آستانۀ در، و خـلـق، شـاهـد الـماسهای تـر بودند به جز حمایت از باغبان چه میکردند؟ سهچار غنچه و یک گل، که پشت در بودند |